دروغی بنام قانون جذب

دروغی به نام قانون جذب (راز فیلم راز)

در این مطلب توهمات قانون جذب را از حقایق علمی جدا می کنیم و با دلیل و منطق اثبات می کنیم ادعای قانون جذب و فیلم راز دروغی بیش نیست و باورهای حقیقی و درست را جایگزین این خرافات و شبه علم می کنیم. من مغز متفکر هستم. همراه من باش...

فهرست مطالب

فهرست مطالب

به عنوان انسان و یک مغزمتفکر باید قبل از پذیرش هر موضوعی که با ما مطرح می شود و قانون جذب یکی از آنهاست، چرایی آن را بدانیم و همه ابعاد آن را زیر سوال ببریم تا به حقیقت برسیم. اگر پاسخ قانع کننده ای برای آن چراها یافتیم، می توانیم آن را بپذیریم و در زندگی خود بکار بگیریم. اما اگر جوابها قانع کننده نبود، با پذیرش آن فقط خودمان را گمراه کرده ایم و از مسیر درست فاصله می گیریم.

گاهی وسوسهای ای موجب می شود که نظریه ای را بدون اینکه کوچکترین دلیلی برای اثباتش داشته باشد بپذیریم. این وسوسه همان چیزی است که باعث می شود خیال ما راحت تر باشد و باعث می شود بابت راحت طلبی و تنبلی مان عذاب وجدان نداشته باشیم.

اگر به دنبال حقیقت هستیم، اگر به دنبال حرکت به جلو هستیم، باید در مقابل این وسوسها ها مقاومت کنیم.

اما پیش شروع بحث در مورد قانون جذب باید با هم قول و قراری بگذاریم.

روی قانون جذب تعصب نداشته باشید

در مسیر دستیابی به حقیقت، دام های مختلفی وجود دارد که افراد را گرفتار می کند و مانع پذیرش حقیقت توسط آنها می شود. واقعیتهایی که در مورد قانون جذب خواهیم گفت هم از جمله این حقایق است. ممکن است به دلیل اینکه سالها با باور جذب زندگی کرده اید و از آن دفاع نموده اید، حالا در مقابل پذیرش واقعیت کمی مقاومت کنید و متعصب باشید. این اتفاق چگونه می افتد؟

برایتان دو سناریو تعریف می کنم.

سناریو اول: من می خواهم با شخصی معامله کنم و از او خانه ای را بخرم. نام این شخص مثلا مهدی است. پیش از معامله، با نزدیکترین دوستم که اتفاقا مهدی را می شناسد مشورت می کنم. او به من می گوید مهدی، فرد بسیار حیله گری است و حتما هزینه خانه ای  که از او میخری را خیلی بیشتر از ارزش واقعیش از تو می گیرد. او بسیار بد قول است و آن خانه هم احتمالا مشکلاتی دارد. من که پیش از معامله این حرفها را می شنوم احتمالا از آن صرفه نظر می کنم. دلیلی ندارد وارد معامله ای شوم که ریسک بالایی دارد.

سناریو دوم: قبل از صحبت کردن با دوستم قراردادی را با مهدی امضا می کنم و بخشی از هزینه خانه را به او می پردازم و بعد با دوستم حرف می زنم. دوستم هم دقیقا همان حرف ها را تکرار می کند. حال چه؟ من به سادگی زیر بار نمی روم و از مهدی و قیمت خانه دفاع می کنم. حتی اگر واقعا به آن اعتقاد نداشته باشم! چون پیش از این روی این معامله سرمایه گذاری کرده ام و قبول اشتباه نیاز به شجاعت زیادی دارد.

این اتفاقی است که ممکن است برای شما هم بیفتد. ممکن است شما زمان، انرژی و پول خود را تا به این لحظه صرف قانون جذب کرده باشید. حال رو به رو شدن با واقعیت شاید کمی سخت باشد.

در پذیرش حقایق تعصب نداشته باشیم

از شما می خواهم شجاعت به خرج دهید و بی طرف و بدون جانبداری مطالب را مطالعه کنید و اگر قانع شدید، آن را بپذیرید و با تفکر درست به زندگی ادامه دهید وگرنه چیزی را از دست نداده اید…. لازمه این کار این است که تعصب نداشته باشید.

امیدوار در هیچ یک از وجوه زندگی متعصب نباشید و حقیقت را آنگونه که هست ببینید و بپذیرید.

آیا به قانون جذب دارید؟

پاسخ به دو سوال زیر مشخص می کند به قانون جذب اعتقاد دارید یا خیر. پس هم به سوالات ما و هم به جوابهای خودتان خوب فکر کنید:

  1. آیا معتقد هستید وقتی به چیزی فکر می کنید عوامل بیرونی کمکی به ما برای رسیدن به آن می کند؟ آیا از بیرون اتفاقی می افتد؟
  2. وقتی به چیزی فکر می کنیم آیا می توانیم با ارتعاشات تاثیری در دنیای بیرون بگذاریم؟

هدف

هدف من در این بحث روشن کردن حقیقت است و نه ناامید کردن شما. بر عکس می خواهم با واقع بینی شما را به اهدافتان نزدیکتر کنم و کمکتان کنم تا با افکار درست برای رسیدن به آنچه که می خواهید برنامه ریزی کنید. من در این سری از مطالب می خواهم تفاوت افکار مثبت و توهم را به شما نشان دهم که اولین دستاورد آن، این خواهد بود که با تفکر درست برای رسیدن به آنچه می خواهید تلاش می کنید و از تمام افراد معاصر خود، دست کم تا چند سالِ آینده که توهم بودن بخشهایی از “قانون جذب” برای همه روشن شود، چند قدم جلوتر خواهید بود.

هدف من این است که شما را به یک مغزمتفکر تبدیل کنم. فردی که نه خودش، خودش را فریب می دهد و نه با دیگران برای گمراه کردن خودش هم پیمان می شود.

سالها قبل اصولی مثل لزوم داشتن تفکر مثبت برای رسیدن به موفقیت برای همه به وضوح مشخص شد. مشاهداتی مبتنی بر اینکه ما به هر چیزی فکر می کنیم بر سر راهمان ظاهر می شود، دیده شد. اساتید جذب، قانون جذب را برای توجیه این مشاهدات مطرح کردند و تا به امروز هم این قانون به خیلی ها کمک کرده است. اما امروز دیگر علم دلیل این مشاهدات را می داند. حالا دیگر می دانیم برای چه به هرچیزی که فکر می کنیم با آن روبه رو می شویم. این موضوع به سیستم R.A.S مغز ارتباط دارد. برای درک بهتر می توانید مقاله “نحوه عملکرد سیستم RAS مغز” را مطالعه کنید.

 

حالا که حقیقت را تمام و کمال می دانیم دلیلی ندارد همچنان بر اساس توهمات زندگی کنیم.

مطمئن هستم که اگر تا انتهای این دوره با من همراه باشید و مطالب را مطالعه کنید، پس از آن زندگی بسیاری متفاوتی نسبت به قبل از آن خواهید داشت و مطمئن باشید از این زندگی، بیشتر لذت می برید.

نقطه عطف اعتقاد به قانون جذب برای بسیاری افراد فیلم و کتاب راز بود وبعد از آن اساتید این حوزه آرام آرام از گوشه و کنار دنیا پیدا شدند. پس من هم از تحلیل این فیلم شروع می کنم.

فیلم راز

در فیلم راز از دو عامل برای فریب مخاطبان استفاده شد. در ادامه این دو مورد را بررسی می کنیم.

حقه اول اول فیلم راز

در ابتدای فیلم اظهار می شود که قرار است رازی را با شما در میان بگذارند. رازی که تنها بزرگان دنیا از آن با خبر هستند و حالا تهیه کنندگان این فیلم قصد دارند شما را از آن آگاه کنند!

همینجا سوالی به ذهن می رسد! اجازه بدهید فرض کنیم که این انسانهای بزرگ و قدرتمندی وجود دارند و چنین رازی واقعیت دارد و آن بزرگان از طریق این راز به قدرت رسیده باشند.

خودتان را جای آنها بگذارید.

اگر جای آنها بودید و رازی را می دانستید که شما را به قدرت رسانده وحالا فرد قدرتمندی بودید که می توانستید هر کاری بکنید، آیا هرگز اجازه می دادید رازتان به این راحتی فاش شود؟

مطمئن باشید اگر چنین افراد قدرتمندی با چنین رازی وجود داشتند، اصلا اجازه نمی دادند سر به تن کارگردان و تهیه کنندگان فیلم راز بماند چه برسد به این که کتاب آنها چندین میلیون نسخه به فروش برسد!

به نظر شما این موضوع مشکوک نیست؟

دل تهیه کننده و کارگردان فیلم هرگز برای من و شما نمی سوزد. در واقع اصلا برای آنها مهم نیست که ما چگونه زندگی می کنیم. آنها به فکر ثروتمند کردن خودشان هستند.

فیلم راز، دروغ یا واقعیت؟

آوردن اسم “راز” ، حقه اول تهیه کنندگان فیلم بود. آنها می گویند که می خواهند رازی را با شما در میان بگذارند. رازی که تا به جال از شما پنهان شده است!

خب این حرف، هر انسانی را کنجکاو می کند که بداند آن چیست که تا به حال از او پنهان کرده اند!

اما نامگذاری فیلم راز، از زاویه ای دیگر انتخابی کاملا هوشمندانه و درست است!!! این فیلم واقعا رازی را برای افراد نکته سنج و ریزبین فاش می کند. رازی که می تواند این افراد خاص را به ثروت برساند. این راز چیست؟

تهیه کنندگان این فیلم یک راز بزرگ بازاریابی را فاش کرده اند. آن راز این است.

باید اهداف بزرگ و وسوسه کننده ای را در مقابل چشمان افراد مختلف قرار دهید و برای رسیدن به آن اهداف راه کارهایی به آنها ارائه نمایید. فقط یادتان باشد که این راه کارها نباید زیاد آنها را به زحمت بیندازد. به این ترتیب علاوه بر این که می توانند بدون عذاب وجدان به راحت طلبی و تن پروری خودشان ادامه دهند با تو دوست و همراه خواهند بود و تو را ثروتمند می کنند.”

با من مخالفید؟ نمونه های این کار بسیار هستند. به مثال های زیر فکر کنید:

  • سی دی آموزش زبان انگلیسی در خواب! (هنگام خواب به فایلها گوش کنید تا زبان انگلیسی بیاموزید!)

دروغ های وسوسه انگیز

“چه جالب. یعنی من دیوانه بودم که تا به حال وقتم را در کلاس های زبان گذراندم و هزینه های زیادی بابت کتاب های مختلف پرداختم و فیلم های زبان اصلی دیدم. در نهایت هم بعد از این همه تلاش به نتیجه ای که می خواستم نرسیدم! یادگیری زبان انگلیسی انقدر ساده بود؟ تا حالا کجا بودید؟!”

  • کاهش وزن با مصرف چند قرص، بدون نیاز به ورزش و رژیم غذایی خاص

افرادی که اضافه وزن دارند و برای کاهش وزنشان بسیار تلاش کرده اند و به هیچ نتیجه قابل قبولی نرسیده اند و دیگر از تحمل این شرایط خسته شده اند، می دانند که این پیشنهاد چقدر وسوسه کننده است. آنها با خود فکر می کنند تنها با خوردن آن قرصها وزنشان پایین می آید.

آیا این کار امکان پذیر است؟

به فرض امکانپذیر بودن آن، آیا به عوارض و مشکلات بعدی اش می ارزد؟ آیا عوارض ناشی از مصرف آن دارو ها و کاهش ناگهانی وزن، صد برابر بیشتر از خود آن اضافه وزن نیست؟

باز هم نیاز به مثال های بیشتری دارید؟

  • فیلم راز

خود فیلم راز و قانون جذب را به عنوان مثال سوم مطرح می کنم.

می دانید هزینه تولید فیلم راز چقدر بوده است؟ ۳.۵ میلیون دلار.

حالا حدس بزنید درآمد فروش آن چقدر بوده است؟ فروش آن در مدت کمتر از دوسال به ۶۵ میلیون دلار رسید!!!

این یعنی سرمایه آنها در مدت ۲ سال ۱۸ برابر شده است. البته که این تنها درآمد چنین فعالیت اقتصادی نبود. کتابهای راز ۳۰ میلیون نسخه فروش رفت. هر روز هم از نقاط مختلف دنیا اساتید جدیدِ جذب ظهور می کنند و سمینار و دوره برگزار می نمایند و کتاب می نویسند!

چه سرمایه گذاری دیگری را میشناسید که چنین بازدهی داشته باشد؟

منتقدان معتقدند این فیلم هرگز یک مستند نبود که با شما از حقایق صحبت کند. بلکه با آن همه جلوه های ویژه بیشتر شبیه به یک فیلم سینمایی بود که چندین برابر موفقترین فیلمهای سینمایی اکشن با بازیگران مطرح، درآمد کسب کرد!

حقه دوم فیلم راز

دستاندرکاران فیلم از حقه های دیگری هم استفاده نمودند. در فیلم از انشتین، افلاطون، نیوتن، بتهون و افراد برجسته دیگر نام برده شده است و ادعا می شود همه آنها این راز را می دانستند! اما فقط نام و یک تصویر سیاه و سفید از آنها در فیلم وجود دارد تا به حرفهایشان اعتبار بدهند و دیگر هیچ.

هیچ یک از آنها حتی یک جمله پیش از این در مورد قانون جذب عنوان نکرده اند و اگر حرفی هم زده شده باشد اصلا ربطی به قانون جذب نداشته است.

به عنوان مثال در همین فیلم به نقل از وینستون چرچیل می گویند: “شما جهان خود را می سازید، همینطور که در آن پیش می روید.”

خب؟ این چه ربطی به قانون جذب داشت؟

اتفاقا چرچیل هم در این جمله با قانون جذب مخالفت کرده است. “می سازید” در جمله او، کلمه بسیار مهمی است. او هم معتقد است شما جهان خود را می سازید و نه اینکه جذب می کنید.

وینستون چرچیل:" شما جهان خود را می سازید، همینطور که در آن پیش می روید."

در این فیلم اظهار شد که شما می توانید تنها با فکر کردن به آنچه که می خواهید برسید. اگر حرف مرا قبول ندارید قسمت اول آن را که در سال ۲۰۰۶ تولید شد یکبار دیگر تماشا کنید.

واهی بودن چنین ادعایی به زودی مشخص شد و دست ترویج کنندگان آن رو شد. حالا باید حرفشان را عوض می کردند. آنها ادعا کردند که این فیلم هیچ دروغی به شما نگفته است و فقط کامل نیست! آنها در ادامه گفتند که علاوه بر تفکر باید تلاش هم بکنید.

برای هرچه که می خواهید تلاش کنید و تصور کنید به آن رسیده اید و این اتفاق حتما خواهد افتاد! اینبار هم مشکلاتی در این قانونشان پیدا شد و باز هم عده ای به نتیجه نرسیدند و اساتید تبصره ای به آن اضافه کردند. در مورد جزئیات این تبصره ها و ورژن های بعدی، در ادامه مفصل صحبت می کنیم.

و اما بعد…

اگر آن نسخه سال ۲۰۰۶ کامل نبود پس دست اندرکاران آن چگونه با اطمینانِ تمام در موردش حرف می زدند. آنها ادعا داشتند که با فکر کردن، به تمام آن نتایج رسیده اند. اگر آن قانون، آن زمان کامل نبود پس خودشان چطور ادعا می کردند که با همان قانون به نتیجه رسیده اند؟

مطمئن باشید اگر جایی برای تبصره بود حتما به آن اشاره می کردند. اما هیچ حرفی از این بروزرسانی های قانونشان در قسمت اول نزدند. آنها ادعا داشتند این قانونی چند هزار ساله است و تا کنون افراد برجسته، آن را می دانسته اند و به آن عمل می کردند! اگر اینگونه بود آیا نیاز به تکامل داشت؟ آیا نواقص قانونی که چند هزار سال توسط افراد قدرتمند و فکور بکار برده شده بود نباید پیش از این مشخص و رفع می شد؟

گذشته از این بسیاری از افرادی که در فیلم راز می بینید با آنچه که در فیلم گفته شد موافق نیستند و از قانون جذب دفاع نمی کنند. آنها می گویند قسمت هایی از حرفهایشان در تدوین فیلم منتخب و قسمت های دیگر حذف شده است!

اینگونه اقبال عمومی را به سمت خود کشاندند و از این طریق پول زیادی بدست آورده اند. حالا با اضافه کردن تبصره هایی به آن، می خواهند این راه درآمدزایی را حفظ کنند و گفته های پیشین خودشان را توجیه نمایند.

قانون جذب به هیچ وجه علمی نیست

همانطور که گفتیم برای اینکه به این قانون اعتبار بیشتری بدهند سعی می کنند آن را به دانشمندان و مباحث علمی مانند فیزیک کوانتوم ربط بدهند. اما قانون جذب هیچ ارتباطی به علم ندارد. در قلمرو علمی هر اتفاق و فرضیه باید مراحلی را طی کند تا به عنوان قانون شناخته شود. مراحل تبدیل شدن یک مشاهده به قانون به صورت زیر است:

  1. مشاهده (observation)
  2. فرضیه (hypothesis)
  3. نظریه (Theory) (فرضیه ای که توسط شواهد و حقایق (Evidence & facts) تقویت شده باشد)
  4. قانون

به تعاریف هر کدام از این موارد در “توهم دانش” می پردازیم. اینجا در همین حد بپذیرید که برای تبدیل شدن یک مشاهده به قانون مراحلی باید گذرانده و اثبات شود که این موضوع در مورد جذب صادق نیست.

چرا ما اصرار داریم این فرضیه، قانون نیست و رد می شود؟ (هنوز غوره نشده مویز شده! 🙂 )

  1. تکرار پذیر نیست. یک بار جواب می دهد و یک بار نمی دهد. برای یکی نفر کار می کند و برای ۱۰۰ نفر هیچ کاری از پیش نمیبرد.
  2. همیشه از طریق تجارب موفق گزارش داده شده است. شاید هزاران برابر این تجارب موفق همان کارها را انجام داده اند و به نتیجه نرسیده باشند. ولی ما هیچ چیزی در مورد تجارب ناموفق نمی شنویم. چون هیچ اتفاق جذابی رخ نداده که بخواهند با دیگران به اشتراک بگذارند. از آنجا که جذبی ها هیچ دلیلی برای اثبات حرف خود نداشتند، افرادی که تصادفا به نتیجه ای رسیده بودند را در مقابل دوربین قرار می دادند تا آنها از تجربیات موفق شان حرف بزنند و اینگونه برای ادعایشان گواه جمع می کردند.
  3. ارتباط مباحث علمی مطرح شده به قانون جذب هرگز اثبات نشده است. در کتب علمی و فیزیکی حتی یک کلمه در مورد قانون جذب نمیبینید.

مثالی برای قانون از دیدگاه علم

جاذبه زمین یک قانون است و همیشه پابرجاست. من اگر کلیدم را به بالا پرتاپ کنم به زمین خواهد افتاد. این کار را اگر یک بچه یا یک پیرمرد هم انجام دهد همین اتفاق می افتد. اگر شب باشد یا روز فرقی نمی کند. در ایران اتفاق بیفتد یا آلمان یا امریکا نتیجه یکسان است. فرقی نمی کند که شخص پرتاب کننده کلید به قانون جاذبه زمین اعتقاد داشته باشد یا نه! نتیجه همیشه همان است.

آیا این موضوع در مورد فرضیه جذب و فیلم راز هم صادق است؟ #توهم دانش

امیدوارم تفاوت قانون و فرضیه را متوجه شده باشید.

کدام قسمت از قانون جذب را نقض می کنیم؟

آنچه که تحت عنوان قانون جذب به شما گفته شده ترکیبی از حقایق و توهمات است. شاید هم همین موضوع باعث شود عده ای در مقابل حرف های مخالفان قانون جذب جبهه بگیرند. کسی را در نظر بگیرید که می خواهد دروغی به شما بگوید و بین حرفهایش حقایقی را می گنجاند که درستی آنها برای همه روشن است تا به این ترتیب دروغ های خود را باورپذیرتر کند.

آیا باید به دلیل درستی برخی از حرفهایش، آن دروغ ها را هم باور کرد؟ آیا ترکیب شدن آن حقایق با دروغ، اعتبارشان را از بین می برد؟ آیا باید آن حقایق را هم زیر سوال برد؟

حتما اینگونه نیست و حالا می خواهم حقایق و خرافات را از هم جدا کنم.

حقایق قانون جذب

  1. تفکر مثبت در زندگی برای خوشبختی و موفقیت افراد ضروری است. این که در کنار نیمه خالی لیوان، نیمه پر آن را هم ببینیم و در کنار واقعبینی، تا حدی هم خوش بین باشیم کمک می کند از درون حس بهتری داشته باشیم. این حس بهتر انرژی بیشتری برای انجام کارها، به ما می دهد. گذشته از آن با تاثیر مثبتی که روی رفتار ما می گذارد باعث بهبود روابط مان می شود. می دانیم که یکی از مهمترین عوامل برای موفقیت و داشتن حس خوشبختی، ارتباطات هر فرد است. با تفکر مثبت می توانید روابط بهتری را ایجاد کنید. رفتار دیگران با شما بهبود می یابد و حس خوب شما هر روز بیشتر و بیشتر می شود.تفکر مثبت
  2. تجسم خودمان در شرایط مطلوب به ما کمک می کند تا اولا خلاقیت بیشتری داشته باشیم و ایده های بهتری به ذهنمان خطور کند. دوما خود را لایق رسیدن به آن موقعیت ببینیم و یا حداقل تلاش کنیم لایق آن باشیم. مثلا اگر خواسته من داشتن یک کسب و کار خاص و موفق است با تجسم خود در آن موقعیت، احتمالا پی به کمبودها می برم. دانشی که باید کسب کنم. شخصیتی که باید داشته باشم ، کارهایی که باید انجام دهم و نکاتی از این دست…
  3. شکر گزاری به ما کمک می کند تا روی بهترین مواردی که در زندگی داریم تمرکز کنیم و به خاطر آنها قدردان باشیم. به این ترتیب احساس بهتری خواهیم داشت. در واقع شکرگزاری ابزاری برای داشتن تفکر مثبت است.شکر گزاری در واقع ابزاری برای تفکر مثبت

توهمات قانون جذب

چیزی که اساتید جذب بیان می کنند و برای اثبات مدعای خود دست به دامن فیزیک کوانتوم و انرژی و ارتعاشات می شوند و حتی از باور مردم مصر در ۴۰۰۰ سال پیش (که اصلا ربطی هم به قانون جذب ندارد) استفاده می کنند، توهم است.

 این اساتید تا جایی که بتوانند علم را به تئوری خود می چسبانند تا به خرافات خود اعتبار ببخشند و جایی که علم حرف آنها را نقض می کند، آن را ناقص می دانند و می گویند حرف آنها متافیزیکی و فراتر از علم است و علم نمی تواند آن را درک کند!

  • اولا اگر اینگونه باشد که هرکسی می تواند داستان هایی سرهم کند و به مردم بگوید اینها حقایق معنوی هستند و علم و منطق توانایی درک آنها را ندارد! به این ترتیب از زیر بار اثبات آن شانه خالی می کنند.
  • دوما اگر فکر می کنید علم ناقص است و توانایی درک موضوع را ندارد که اصلا از اول هم نباید پای علم و فیزیک کوانتوم را وسط می کشیدند. حقایق علمی که اساتید جذب آنها را دلیل بر مدعای خود می دانند هیچ ربطی به “قانون جذب” ندارد.

توهمی بنام قانون جذب

قانون جذب به شما می گوید با فکر کردن به موضوعی، در ذهن خود ارتعاشاتی ایجاد می کنید. این ارتعاشات توسط شما به فضا ارسال می شوند و تمام هستی و موجودات را درگیر خود می کند. در این بین حتما موجودات و اتفاقاتی(!) هم هستند که با ارتعاشات شما هم فرکانس اند. حال این افکار و ارتعاشاتی که شما در ذهن خود ساخته و به فضای اطراف فرستاده اید مانند مغناطیس، ارتعاشات و اتفاقات مشابه خود را به سمت شما می آورند!!!

پاراگراف بالا را یک بار دیگر بخوانید. به هوش و شعور خود توهین نکنید.

اصلا بیاید فرض کنیم که ادعای آنها درست است و در مورد اینکه فرستنده و گیرنده امواج چه چیزی هستند هم زیاد کنجکاوی نکنیم!

فرض می کنیم که ما می توانیم امواج، انرژی، نیروی مغناطیس و ارتعاشاتی را به دنیای بیرون ارسال کنیم. طبق تجربه همه ما و بر اساس همان قوانین علمی و فیزیکی که آنها گواه می آورند ارتعاشات و مغناطیسهای یکسان یکدیگر را دفع می کنند و نه جذب!

مطمئنم قبلا این کار را امتحان کرده اید. اگر دو قطب همنام یک آهنربا را در مقابل یکدیگر قرار دهیم آنها با هم می جنگند و یکدیگر را دفع می کنند. در حالی که قطب مثبت، قطب منفی را به سمت خود جذب می کند. تمام اصول فیزیکی هم این موضوع را قبول دارند. پوروتونها همدیگر را دفع می کنند. الکترونها یکدیگر ار دفع می کنند.

به این ترتیب قانون جذب با ادعا تایید گرفتن از علم فیزیک، حتی درستی تفکرات مثبت را هم زیر سوال می برد!!! چون اگر اینطور بود و ما با افکار مثبت ارتعاشات مثبت به جهان می فرستادیم، اتفاقات منفی را به خود جذب می کردیم. اما این موضوع اصلا صحت ندارد.

نقض فانون جذب

 

دسته های مختلف قانون جذب

در این قسمت دسته های مختلف قانون جذب که به مرور زمان به وجود آمده اند و سیر تکامل آن را (!) از ابتدا به انتها لیست می کنم و تمام پیروان آن، جایی بین این دسته ها قرار می گیرند:

  1. تو به هر آنچه که فکر کنی می رسی. (طبق فیلم راز بشینید فکر کنید به یک چک یک میلیون دلاری و سر موعدی که تصور کردید چک بدستتان می رسد!) همه اینکار را می کنند. عده ای به نتیجه میرسند و عده ای نمی رسند. آن دسته که به نتیجه رسیدند( اتفاقی و به دلایل دیگر و نه جذب) یک لایک به استاد می دهند و خودشان از مبلغان این فرضیه می شوند. اما دسته دوم. خب خیلی ها به این سمت رفتند اما به نتیجه ای نرسیدند. اینجا بود که ورژن جدید آن منتشر شد!
  2. فکر کردن تنها که فایده ای ندارد، باید تلاش هم بکنید. قانون جذبی که اعتقاد به تلاش هم دارد. بسیار خوب. خیلی منطقی تر شد. پس من با فکر تنها به چیزی نمی رسم و باید تلاش هم بکنم. اگر تلاش هم بکنید حالا این کائنات و زحل و مریخ و اورانوس شروع به کمک کردن به شما می کنند و حوادثی را برای شما پیش می آورند.( این کار RAS مغز خودمان است. خودمان خودمان را به نتیجه ای که می خواستیم می رسانیم و امتیازش را می دهیم به کائنات!) اینجا دوباره افراد این روش را امتحان می کنند. عده ای نتیجه می گیرند و دوباره لایک و تبلیغ استاد و قانون جذب. دسته دوم دوباره به سراغ استاد می روند تا راه کار جدیدی بگیرند.
  3. برای اینکه نتیجه بگیری باید ارتعاش را دقیقا به کائنات بفرستی! اولا ارتعاش چیه؟ دوما من کجا باید بفرستم؟کائنات کجا هستند؟ فرستنده گیرنده چی هست؟ حالا باز هم دو دسته می شوند. دسته ای موفق و دسته ای دیگر ناموفق. ناموفق ها به استاد مراجعه می کنند. استاد می گوید: “نه شما ارتعاشاتت را درست نفرستادی. دیگران درست فرستادند و نتیجه گرفتند.” حالا اینکه میزان ارتعاش را چه کسی تعیین می کند و آیا اصلا ارتعاش سنج داریم یا نه بماند. شما هم که نمی توانید چیزی را ثابت کنید. آن دسته از افراد مایوس هم که فکر کردند، تلاش هم کردند و زور هم زدند که ارتعاشات خودشان را به کائنات بفرستند دیگر آرام آرام به دشمنی کائنات با خودشان فکر می کنند. یعنی با خودشان فکر می کنند که مشکل من چیه؟  با فکر کردن یادش می افتد که یک مورچه را ۱۵ سال پیش له کرده و تمام این شکست ها را نشات گرفته از آن می داند. اما نگران نباشید اساتید جذب برای این دسته هم راهکار دارند و باید یک سری کلاس های دیگر را هم بگذرانید!
  4. رسیدن به کائنات زمانبره، صبر کن. عده ای صبر می کنند و در گذر زمان به نتیجه می رسند و دوباره می شوند مبلغ و به استاد لایک می دهند. می ماند آن دسته ای که با صبر هم نرسیدند. اینجا اساتید جذب تیر خلاص را می زنند!
  5. باید رها کنی. برای این دسته آخر که دیگر رمقی باقی نمانده بود نسخه ای دیگر پیچیدند. باید رها کنی. ای بابا! اینو از اول میگفتی!

چرا باید حقیقت “قانون جذب” را بدانید؟

ممکن است با خودتان فکر کنید که اصلا چرا به دنبال نقض قانون جذب هستیم؟ شاید بخشی از این قانون توهم باشد اما ما را به سمت تفکرات مثبت می برد و آسیبی هم به ما نمی زند.از دید شما شاید اینگونه باشد اما مطمئن باید اگر حقایق هر موضوع را بدانید، به مراتب به نتایج بهتری دست خواهید یافت.

من از مطرح کردن این بحث ۳ هدف مهم دارم:

۱- زمان، انرژی و پول بیشتری صرف قانون جذب نکنید

به کسی اجازه ندهید با استفاده از قانون جذب فریبتان بدهد.

امروز شاید نه با فروش سنگ شکرگزاری، بلکه با محتوایی بی منطق، توجه شما را به خود جلب می کنند و به شما امید واهی می دهند تا در سمینارها شرکت کنید و یا کتابها و دوره هایشان را بخرید.

شرکت در سمینارها و دوره های آموزشی و خواندن کتاب برای یادگیری و پیشرفت هر شخص بسیار بسیار مهم است. اما باید بدانید پول و زمان خود را کجا و برای چه چیزی صرف می کنید. می توانید استفاده های بهتری از آنها بکنید.

۲- پیش از پذیرش هر موضوع کاملا به آن فکر کنید

دلایل زیادی برای رد قانون جذب وجود دارد اما باز هم عده بسیاری طرفدار آن هستند و از آن دفاع می کنند تا اینگونه خیال خودشان را راحت کنند. اما شما با زیر سوال بردن “قانون جذب” خودتان را عادت می دهید که همیشه پیش از پذیرش هر چیزی بیشتر فکر کنید و جوانب مختلف آن را در نظر بگیرید.

دیگر تنها به این دلیل که کسی حرفهای قشنگی می زند و عده بسیاری دنباله روی می کنند یک موضوع را نمی پذیرید. فیلتر منطقی برای قبول هر موضوع برای خودتان ایجاد می کنید که در تمام جنبه های زندگی بکارتان می آید. در یک کلام چنین رفتاری قدم اول برای تبدیل شدن به یک مغزمتفکر است.

تفکر منطقی و مستقل از دیگران

 

۳-حتی اگر قانع نشدید حداقل در آینده منطقی تر رفتار می کنید

اگر مطالب را کامل مطالعه کنید و بدون تعصب با آنها برخورد کنید حتما قانع خواهید شد.

اما اگر قانع نشدید چه؟ دانستن حقیقت اجازه برخود منطقی را با هر پدیده ای می دهد و دیگر وقتتان را برای آوردن دلایل بیهوده تلف نمی کنید و مشکل را گردن دیگران نمی اندازید و عدم موفقیت خود را به حساب خصومت کائنات نمی گذارید.

ما انسانها داستان را دوست داریم. هر اتفاقی که می افتد دوست داریم داستان های مختلفی برای آن بسازیم و اینکار به نوعی سرگرمی برای ما تبدیل شده است. شاید کسی فکر کند کمی تخیل و توهم، می تواند زندگی را جذابتر کند و اصرار داشته باشد ارتعاش و جذب را به همان ترتیبی که اساتید آن می گویند بپذیرد!!!

اگر واقعا کسی بخواهد تا این حد در مقابل حقیقت مقاومت کند مشکلی نیست. این به خودش مربوط است و ما با او مخالفت نمی کنیم.

اما اگر در کنار باورهایش حقیقت را هم بداند، بهتر تصمیم گیری می کند. تمام کاری که می تواند برای رسیدن به خواسته هایش انجام دهد، انجام می دهد. اطلاعات لازم را جمع آوری می کند، برنامه ریزی می نماید، تلاش  می کند و مدام از نتایج بازخورد می گیرد و برنامه ریزیش را تصحیح می کند و بی جهت نگران افکار منفی نیستید. به خاطر افکار منفی که برای مدت کوتاهی از ذهنتان عبور کرده عذاب وجدان نمی گیرید و خود را آزار نمی دهید. گاهی فکر در اختیار خودمان نیست. گاهی افکار منفی در ذهنمان شکل می گیرند و گریزی هم از آن نیست. در این صورت همه چیز را به تلاش خودت ربط می دهی و منتظر اتفاق بیرونی نیستی.

به جای زندگی در توهم، واقعیت را بپذیریم تا بهتر بتوانیم برنامه ریزی و زندگی کنیم.

 

مطالبی که ممکن است برای شما مفید باشند:

12 پاسخ

  1. سلام خیلی ممنون بابت مقاله مفید و جامعتون
    خود من هم همینکه برای اولین بار این فیلم رو دیدم شک کردم. گفتم چطور میشه که یهو این افراد پاشن رازشون رو با مردم عادی در میون بزارن؟! و این شک تو سرم افتاد که یا این یه فیلم با هدف بازاریابی و جیب زنی مدرن مردمه یا هم حقیقتی پشتشه که شروع به تحقیق و جستجو کردم که مطالب سایت شما برام خیلی جالب بود.

  2. سلام ما به فیلم کاری نداریم که ما هر چیزی را که توجه مان به آن باشد همان برای ما اتفاق می افتد شایدم تو فیلم خواستن بازاریابی کنند اما جذب هر چیز واقعا درسته شما با فکر کردن به هر چیز ان را هیپنوتیزم یا جذب خواهید کرد و برای همه اتفاق افتاده است چیزی است که واقعا با دلالیل علمی اثبات شده است و در زندگی تجربه شده است آرزوی هر چیز را داشتن یعنی مدام ان را تکرار کنید در ذهن یعنی آن را دارید جذب میکنید شما میتچنید دلالیلشو از طریق افکار منفی درک کنید شما نقطه ضعفتان را بداند بعدها از همان نقطه ضعف به سوی شما حمله میکنند این یعنی هر چیزی را به جهان بگی برات اجرا میکنه

  3. چراچرت مینویسی قانون جذب وجودداره بحث فکرکردن مثبت فکرکردن نیست یاتجسم کردن هدفت بایدهم ارتعاش بشی ینی انرژی بالایی داشته باشی تابه هدفت برسی

  4. شما خودت میدونی داستان چیه؟
    شما نقاشی هستی برای خودت.

    برای دیگر دوستان بگم شما فکر کن یه کتاب ۱۰۰ برگی وجود داره .
    یه نفر امده ۲۰ برگ اول فیلم ساخته،
    بهش گفتن دیگه ادامه نده کافیه.

  5. قانون جذب خیلی سادس چطور بهش شک میکنید واضحه ک افکار منفی اتفاقات بد و افکار مثبت اتفاقات مثبت رو ب همراه میاره بعدشم اگ واقعا شک دارید برید در این زمینه باور ها و ویژگی های افراد موفق جهان رو ببینید چیا بوده همشون ویژگی های مشترک داشتن…حتی تو قرآن خیلی جاها گفته شده شکر گذار باشید نعمت باشید تا نعمت بیشتری ب دست بیارید بعدشم باب پراکتور خودش دو سال پیش فوت کرده فک میکنی این همه پول ک از این فیلم ب دست اورده ب چ دردش میخورده تو این سن
    واقعا یکم فکر کنید امکان نداره انسان اشرف مخلوقات باشه و افکارش بیهوده و فیزیکی باشه فکر کردن ی کار متافیزیکیه ینی فرا تر از فیزیک قانون جذب و متافیزیک خیلی شبیه ب‌هم هستن

    1. سفسطه!! یعنی یه موضوع غلط رو به چندتا موضوع درست ببافی تا اون موضوع غلط هم درست جلوه کنه.
      کسی مخالف شکرگذار بودن یا تا حد معقولی مثبت بودن نیست! اما اینکه فکر کنی با مثبت بودن اتفاقات منفی رو دور کردی و حالا هرچی فکر مثبت داری اتفاق میفته، فریب دادن خودتونه.
      در مورد مرگ پراکتور هم اولا راز سالها قبل منتشر شده، دوما خودش نمیدونسته که می خواد بمیره و سوما خیلی از آدما تا لحظه آخر زندگیشون دوست دارن قدرت مالی بیشتری کسب کنن. متوجه نمیشم اینکه ۲ سال پیش فوت کرده چطور سود بردنش از فیلم راز رو زیر سوال میبره؟!

  6. خیلی مفید بود متشکرم در مورد کتاب محدودیت صفر ، چهار از فلورانس اسکاول شین هم همین نظر رو دارید ؟ میشه در مورد اونها هم راهنماییم کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *