دروغی به نام قانون جذب -قسمت اول (راز فیلم راز)

قانون جذب، حقیقت یا دروغ؟

به عنوان انسان و یک مغزمتفکر باید قبل از پذیرش هر موضوعی که با ما مطرح می شود و قانون جذب یکی از آنهاست، چرایی آن را بدانیم و همه ابعاد آن را زیر سوال ببریم. اگر پاسخ قانع کننده ای برای آن چراها یافتیم، می توانیم آن را بپذیریم و در زندگی خود بکار بگیریم. اما اگر جوابها قانع کننده نبود، با پذیرش آن فقط خودمان را گمراه کرده ایم و از مسیر درست فاصله می گیریم.

گاهی وسوسهای ای موجب می شود که نظریه ای را بدون اینکه کوچکترین دلیلی برای اثباتش داشته باشد بپذیریم. این وسوسه همان چیزی است که باعث می شود خیال ما راحت تر باشد و باعث می شود بابت راحت طلبی و تنبلی مان عذاب وجدان نداشته باشیم.

اگر به دنبال حقیقت هستیم، اگر به دنبال حرکت به جلو هستیم، باید در مقابل این وسوسها ها مقاومت کنیم.

قصد داشتم تمام ابعاد این فرضیه را تک به تک بررسی کنم تا حقیقت آن روشن شود. اما پیش از انجام این کار یک سری ویدئوی از جناب آقای دکتر آرین اکبر دیدم که آنچه که می خواستم با شما در میان بگذارم، با مثال و دلایل درست و پیوسته به بهترین شکل ممکن بیان کرده اند. ما هم این سری را با شما به اشتراک گذاشتیم. مجموعه دروغی به نام قانون جذب را در ۷ قسمت ارائه می کنیم. در این سلسله مطالب می خواهیم ابعاد مختلف این فرضیه که خودش را قانون نامگذاری کرده با هم بررسی می کنیم.

اما پیش از هرچیز باید با هم قول و قراری بگذاریم.

 

تعصب نداشته باشید

در مسیر دستیابی به حقیقت، دام های مختلفی وجود دارد که افراد را گرفتار می کند و مانع پذیرش حقیقت توسط آنها می شود. واقعیتهایی که در مورد قانون جذب خواهیم گفت هم از جمله این حقایق است. ممکن است به دلیل اینکه سالها با باور جذب زندگی کرده اید و از آن دفاع نموده اید، حالا در مقابل پذیرش واقعیت کمی مقاومت کنید و متعصب باشید. این اتفاق چگونه می افتد؟

برایتان دو سناریو تعریف می کنم.

سناریو اول: من می خواهم با شخصی معامله کنم و از او خانه ای را بخرم. نام این شخص مثلا مهدی است. پیش از معامله، با نزدیکترین دوستم که اتفاقا مهدی را می شناسد مشورت می کنم. او به من می گوید مهدی، فردی بسیار حیله گر است و حتما هزینه خانه ای  که از او میخری را خیلی بیشتر از ارزش واقعیش از تو می گیرد. او بسیار بد قول است و آن خانه هم احتمالا مشکلاتی دارد. من که پیش از معامله این حرفها را می شنوم احتمالا از آن صرفه نظر می کنم.دلیلی ندارد وارد معامله ای شوم که ریسک بالایی دارد.

سناریو دوم: قبل از صحبت کردن با دوستم قراردادی را با مهدی امضا می کنم و بخشی از هزینه خانه را به او می پردازم و بعد با دوستم حرف می زنم. دوستم هم دقیقا همان حرف ها را تکرار می کند. حالا چه؟ من به سادگی زیر بار نمی روم و از مهدی و قیمت خانه دفاع می کنم. حتی اگر واقعا به آن اعتقاد نداشته باشم! چون پیش از این روی این معامله سرمایه گذاری کرده ام و قبول اشتباه نیاز به شجاعت زیادی دارد.

این اتفاقی است که ممکن است برای شما هم بیفتد. شما زمان، انرژی و پول خود را تا به این لحظه صرف قانون جذب نموده اید وبر اساس آن زندگی کرده اید. حال رو به رو شدن با واقعیت شاید کمی سخت باشد.

در پذیرش حقایق تعصب نداشته باشیم

از شما می خواهم شجاعت به خرج دهید و بی طرف و بدون جانبداری مطالب را مشاهده کنید و اگر قانع شدید جایی در باورهایتان اشتباه کرده اید، آن را بپذیرید و با تفکر درست به زندگی ادامه دهید وگرنه چیزی را از دست نداده اید…. لازمه این کار این است که تعصب نداشته باشید.

امیدوار در هیچ یک از وجوه زندگی متعصب نباشید و حقیقت را آنگونه که هست ببینید و بپذیرید.

 

هدف

هدف من در این بحث روشن کردن حقیقت است و نه ناامید کردن شما. بر عکس می خواهم با واقع بینی شما را به اهدافتان نزدیکتر کنم و کمکتان کنم تا با افکار درست برای رسیدن به آنچه که می خواهید برنامه ریزی کنید. من در این سری از مطالب می خواهم تفاوت افکار مثبت و توهم را به شما نشان دهم که اولین دستاورد آن، این خواهد بود که با تفکر درست برای رسیدن به آنچه می خواهید تلاش می کنید و از تمام افراد معاصر خود، دست کم تا چند سالِ آینده که توهم بودن بخشهایی از “قانون جذب” برای همه روشن شود، یک قدم جلوتر خواهید بود.

هدف من این است که شما را به یک مغزمتفکر تبدیل کنم. فردی که نه خودش، خودش را فریب می دهد و نه با دیگران برای گمراه کردن خودش هم پیمان می شود.

باز هم تاکید می کنم. بخش هایی از قانون جذب توهم است و نه همه آن. سالها قبل اصولی مثل لزوم داشتن تفکر مثبت برای رسیدن به موفقیت برای همه به وضوح مشخص شد. مشاهداتی مبتنی بر اینکه ما به هر چیزی فکر می کنیم بر سر راهمان ظاهر می شود دیده شد. اساتید جذب، قانون جذب را برای توجیه این مشاهدات مطرح کردند و تا به امروز هم این قانون به خیلی ها کمک کرده است. اما امروز دیگر علم دلیل این مشاهدات را فهمیده است. حالا دیگر می دانیم برای چه به هرچیزی که فکر می کنیم با آن روبه رو می شویم.( در این مورد در قسمتهای بعد توضیح داده شده است.)

حالا که حقیقت را تمام و کمال می دانیم دلیلی ندارد همچنان بر اساس توهمات زندگی کنیم.

به این ترتیب من اصلا قصد ندارم شما را ناامید کنم. بلکه می خواهم حقیقت های علمی اثبات شده را به شما توضیح دهم تا دید بهتری نسبت به زندگی داشته باشید و بهتر بتوانید تصمیم بگیرید.

مطمئن هستم که اگر تا انتهای این هفت قسمت با من همراه باشید و مطالب را مطالعه کنید، پس از آن زندگی بسیاری متفاوتی نسبت به قبل از آن خواهید داشت و مطمئن باشید از این زندگی، بیشتر لذت می برید.

نقطه عطف اعتقاد به قانون جذب برای بسیاری افراد فیلم و کتاب راز بود وبعد از آن اساتید این حوزه آرام آرام از گوشه و کنار دنیا پیدا شدند. پس من هم از تحلیل این فیلم شروع می کنم.

 

فیلم راز

حقه اول

در ابتدای فیلم اظهار می شود که قرار است رازی را با شما در میان بگذارند. رازی که تنها بزرگان دنیا از آن با خبر هستند و حالا تهیه کنندگان این فیلم قصد دارند شما را از آن آگاه کنند!

همینجا سوالی به ذهن می رسد. اجازه بدهید فرض کنیم که این انسانهای بزرگ و قدرتمندی وجود دارند و چنین رازی واقعیت دارد و آن بزرگان از طریق این راز به قدرت رسیده باشند.

خودتان را جای آنها بگذارید.

اگر جای آنها بودید و رازی را می دانستید که شما را به قدرت رسانده وحالا فرد قدرتمندی بودید که می توانستید هر کاری بکنید، آیا هرگز اجازه می دادید رازتان به این راحتی فاش شود؟

به شما اطمینان می دهم که اگر چنین افراد قدرتمندی با چنین رازی وجود داشتند، اصلا اجازه نمی دادند سر به تن کارگردان و تهیه کنندگان فیلم راز بماند چه برسد به این که کتاب آنها چندین میلیون نسخه به فروش برسد.

به نظر شما این موضوع مشکوک نیست؟

دل تهیه کننده و کارگردان فیلم هرگز برای من و شما نمی سوزد. در واقع اصلا برای آنها مهم نیست که ما چگونه زندگی می کنیم. آنها به فکر ثروتمند کردن خودشان هستند.

دروغی بنام قانون جذب

آوردن اسم “راز” ، حقه اول تهیه کنندگان فیلم بود. آنها می گویند که می خواهند رازی را با شما در میان بگذارند. رازی که تا به جال از شما پنهان شده است!

خب این حرف، هر انسانی را کنجکاو می کند که بداند آن چیست که تا به حال از او پنهان کرده اند!

اما نامگذاری فیلم راز، از زاویه ای دیگر انتخابی کاملا هوشمندانه و درست است!!! این فیلم واقعا رازی را برای افراد نکته سنج و ریزبین فاش می کند. رازی که می تواند این افراد خاص را به ثروت برساند. این راز چیست؟

تهیه کنندگان این فیلم یک راز بزرگ بازاریابی را فاش کرده اند. آن راز این است.

باید اهداف بزرگ و وسوسه کننده ای را در مقابل چشمان افراد مختلف قرار دهید. و برای رسیدن به آن اهداف راه کارهایی به آنها ارائه نمایید. فقط یادتان باشد که این راه کارها نباید زیاد آنها را به زحمت بیندازد. به این ترتیب علاوه بر این که می توانند بدون عذاب وجدان به راحت طلبی و تن پروری خودشان ادامه دهند با تو دوست و همراه خواهند بود و تو را ثروتمند می کنند.”

با من مخالفید؟

به نمونه های پیرامونتان نگاه کنید. افراد باهوش بسیاری از این راز قدرتمند بازاریابی استفاده کردند و به ثروتهای کلانی رسیدند. هر چند که این راه اخلاقی نیست اما به خوبی جواب می دهد.

نمونه های این کار بسیار هستند. به مثال های زیر فکر کنید.

چندی پیش سی دی های آموزش زبان انگلیسی در سطح وسیعی تبلیغ شدند. آنها ادعا می کردند با گوش دادن به این فایل های صوتی زمانی که خواب هستند، می توانید به راحتی زبان انگلیسی را یاد بگیرید!!! میگفتند ما این فایل های صوتی را بگونه ای طراحی کرده ایم که روی ضمیر ناخودآگاهتان کار می کنند و شما بدون هیچ زحمتی و در کوتاهترین زمان، زبان انگلیسی را مثل یک فرد اصیل آمریکایی یاد می گیرید! بدون اینکه نیاز باشد زمان و پول زیادی را صرف کنید. پیشنهاد جذابی است. مگر نه؟

آموزش زبان انگلیسی در خواب- استفاده از راز قانون جذب!

شخصی که می خواهد هر چه سریع تر زبان انگلیسی را یاد بگیرد و تا به حال برای آن تلاشهایی هم کرده و به نتیجه نرسیده است، با خود اینگونه فکر می کند:

“چه جالب. یعنی من دیوانه بودم که تا به حال وقتم را در کلاس های زبان گذراندم و هزینه های زیادی بابت کتاب های مختلف پرداختم و فیلم های زبان اصلی دیدم. در نهایت هم بعد از این همه تلاش به نتیجه ای که می خواستم نرسیدم! یادگیری زبان انگلیسی انقدر ساده بود؟ تا حالا کجا بودید؟!”

و به این ترتیب این سی دی های آموزشی مانند بنز به فروش رسید!!!

بعدها مشخص شد چنین ادعایی نه تنها دروغ بوده بلکه حتی از کیفیت خواب افراد هم می کاهد و مشکلات جانبی برایشان ایجاد می کند.

برویم به سراغ مثالی دیگر.

به شما وعده می دهند با خرید و مصرف دارو و تعدادی قرص که البته فقط تولیدکنندگانش راز تولیدش را می دانند ،می توانید در مدت یک ماه ۵ تا ۱۵ کیلوگرم وزن کم کنید. بدون اینکه لازم باشد حتی ورزش کنید و یا رژیم غذایی خاصی را دنبال نمایید!!!

افرادی که اضافه وزن دارند و برای کاهش وزنشان بسیار تلاش کرده اند و به هیچ نتیجه قابل قبولی نرسیده اند و دیگر از تحمل این شرایط خسته شده اند میدانند که این پیشنهاد چقدر وسوسه کننده است. آنها با خود فکر می کنند تنها با خوردن آن قرصها وزنشان پایین می آید. حتی بدون اینکه لازم باشد خودشان را با ورزشهای سنگین خسته کنند و یا بدون اینکه نیاز باشد خود را از غذاهای لذیذی که دوست می دارند محروم نماید.

اما آیا این کار شدنی است؟

به فرض امکانپذیر بودن آن، آیا به عوارض و مشکلات بعدی اش می ارزد؟ آیا عوارض ناشی از مصرف آن دارو ها و کاهش ناگهانی وزن، صد برابر بیشتر از خود آن اضافه وزن نیست؟

باز هم نیاز به مثال های بیشتری دارید؟

خود فیلم راز و قانون جذب را به عنوان مثال سوم مطرح می کنیم.

می دانید هزینه تولید فیلم راز چقدر بوده است؟ ۳.۵ میلیون دلار.

حالا حدس بزنید درآمد فروش آن چقدر بوده است؟ فروش آن در مدت کمتر از دوسال به ۶۵ میلیون دلار رسید!!!

این یعنی سرمایه آنها در مدت ۲ سال ۱۸ برابر شده است. البته که این تنها درآمد چنین فعالیت اقتصادی نبود. کتابهای راز ۳۰ میلیون نسخه فروش رفت. هر روز هم از نقاط مختلف دنیا اساتید جدیدِ جذب ظهور می کنند و سمینار و دوره برگزار می نمایند و کتاب می نویسند!

چه سرمایه گذاری دیگری را میشناسید که چنین بازدهی داشته باشد؟

منتقدان معتقدند این فیلم هرگز یک مستند نبود که با شما از حقایق صحبت کند. بلکه با آن همه جلوه های ویژه بیشتر شبیه به یک فیلم سینمایی بود که چندین برابر موفقترین فیلمهای سینمایی اکشن با بازیگران مطرح، درآمد کسب کرد!

بله این همان رازی است که باید به آن پی می بردید.

 

حقه دوم

دستاندرکاران فیلم از حقه های دیگری هم استفاده نمودند. در فیلم از انشتین، افلاطون، نیوتن، بتهون و افراد برجسته دیگر نام برده شده است و ادعا می شود همه آنها این راز را می دانستند! اما فقط نام و یک تصویر سیاه و سفید از آنها در فیلم وجود دارد تا به حرفهایشان اعتبار بدهد و دیگر هیچ.

هیچ یک از آنها حتی یک جمله پیش از این در مورد قانون جذب حرف نزده اند و اگر حرفی هم زده شده باشد اصلا ربطی به قانون جذب نداشته است.

به عنوان مثال در همین فیلم به نقل از وینستون چرچیل می گویند: “شما جهان خود را می سازید، همینطور که در آن پیش می روید.”

خب؟ این چه ربطی به قانون جذب داشت؟

اتفاقا چرچیل هم در این جمله با قانون جذب مخالفت کرده است. “می سازید” در جمله او، کلمه بسیار مهمی است. او هم معتقد است شما جهان خود را می سازید و نه اینکه جذب می کنید.

وینستون چرچیل:" شما جهان خود را می سازید، همینطور که در آن پیش می روید."

در این فیلم اظهار شد که شما می توانید تنها با فکر کردن به آنچه که می خواهید برسید و نه هیچ چیز دیگر. اگر حرف مرا قبول ندارید قسمت اول آن را که در سال ۲۰۰۶ تولید شد یکبار دیگر تماشا کنید.

واهی بودن چنین ادعایی به زودی مشخص شد و دست ترویج کنندگان آن رو شد. حالا باید حرفشان را عوض می کردند. آنها ادعا کردن که این فیلم هیچ دروغی به شما نگفته است و فقط کامل نیست. آنها در ادامه گفتند که علاوه بر تفکر باید تلاش هم بکنید.

برای هرچه که می خواهید تلاش کنید و تصور کنید به آن رسیده اید و این اتفاق حتما خواهد افتاد! اینبار هم مشکلاتی در این قانونشان پیدا شد و باز هم عده ای به نتیجه نرسیدند و اساتید تبصره ای به آن اضافه کردند. در مورد جزئیات این تبصره ها و ورژن های بعدی، در قسمت های بعد مفصلا صحبت می کنیم. اما اجازه بدهید در این قسمت از آن بگذریم.

و اما بعد.

اگر آن نسخه سال ۲۰۰۶ کامل نبود پس دست اندرکاران آن چگونه با اطمینانِ تمام در موردش حرف می زدند. آنها ادعا داشتند که با فکر کردن به تمام آن نتایج رسیده اند. اگر آن قانون، آن زمان کامل نبود پس خودشان چطور ادعا میکردند که با همان قانون به نتیجه رسیده اند؟

مطمئن باشید اگر جایی برای تبصره بود حتما به آن اشاره می کردند. اما هیچ حرفی از این بروزرسانی های قانونشان در قسمت اول نزدند. آنها ادعا داشتند این قانونی چند هزار ساله است و تا کنون افراد برجسته، آن را می دانسته اند و به آن عمل می کردند! اگر اینگونه بود آیا نیاز به تکامل داشت؟ آیا نواقص قانونی که چند هزار سال توسط افراد قدرتمند و فکور بکار برده شده بود نباید پیش از این مشخص و رفع می شد؟

گذشته از این بسیاری از افرادی که در فیلم راز می بینید با آنچه که در فیلم گفته شد موافق نیستند و از قانون جذب دفاع نمی کنند. آنها می گویند قسمت هایی از حرفهایشان در تدوین فیلم منتخب و قسمت های دیگر حذف شده است!

هدفم از مطرح کردن این بحث در این بخش این بود که ببینید تهیه کنندگان فیلم فقط می خواستند از آن راز بازاریابی در پس پرده، استفاده کنند.

ادعا کردند فکر کن تا به نتیجه برسی. به همین راحتی!

و امثال منی که تلاش کردن و زحمت کشیدن را دوست نداریم، حالا یک راه برای رسیدن به اهدافمان، بدون دردسر پیدا کرده ایم. چرا زودتر نگفتید؟!

اینگونه اقبال عمومی را به سمت خود کشاندند و از این طریق پول زیادی بدست آورده اند. حالا با اضافه کردن تبصره هایی به آن، می خواهند این راه درآمدزایی را حفظ کنند و گفته های پیشین خودشان را توجیه نمایند.

گفتیم تا اینجا که علم توجیهی برای مشاهدات پیدا نکرده بود از قانون جذب برای داشتند تفکرات و احساسات مثبت استفاده می کردیم و خیلی هم عالی. اما حالا که حقیقت روشن شده، دیگر باید مسیر را تغییر دهیم و دلیلی برای این همه اصرار به درستی توهمات جذب وجود ندارد. کمی به این موضوع فکر کنید و هوشیار باشید.

 

قانون جذب به هیچ وجه علمی نیست

گفتیم برای اینکه به این قانون اعتبار بیشتری دهند سعی می کنند آن را به دانشمندان و مباحث علمی مانند فیزیک کوانتوم ربط بدهند. اما قانون جذب هیچ ارتباطی به علم ندارد.

چرا ما اصرار داریم این فرضیه علمی نیست؟

  1. تکرار پذیر نیست. یک بار جواب می دهد و یک بار نمی دهد. برای یکی نفر کار می کند و برای ۱۰۰ نفر هیچ کاری از پیش نمیبرد.
  2. همیشه از طریق تجارب موفق گزارش داده شده است. شاید هزاران برابر این تجارب موفق همان کارها را انجام داده اند و به نتیجه نرسیده باشند. ولی ما هیچ چیزی در مورد تجارب ناموفق نمی شنویم. چون هیچ اتفاق جذابی رخ نداده که بخواهند با دیگران به اشتراک بگذارند. از آنجا که جذبی ها هیچ دلیلی برای اثبات حرف خود نداشتند، افرادی که تصادفا به نتیجه ای رسیده بودند را در مقابل دوربین قرار می دادند تا آنها از تجربیات موفق شان حرف بزنند و اینگونه برای ادعایشان گواه جمع می کردند.
  3. ارتباط مباحث علمی مطرح شده به قانون جذب هرگز اثبات نشده است. در کتب علمی و فیزیکی حتی یک کلمه در مورد قانون جذب نمیبینید.

 

کدام قسمت از قانون جذب را نقض می کنیم؟

آنچه که تحت عنوان قانون جذب به شما گفته شده ترکیبی از حقایق و توهمات است. شاید هم همین موضوع باعث شود عده ای در مقابل حرف های مخالفان قانون جذب جبهه بگیرند. کسی را در نظر بگیرید که می خواهد دروغی به شما بگوید و بین حرفهایش حقایقی را می گنجاند که درستی آنها برای همه روشن است تا به این ترتیب دروغ های خود را باورپذیرتر کند.

آیا باید به دلیل درستی برخی از حرفهایش، آن دروغ ها را هم باور کرد؟ آیا ترکیب شدن آن حقایق با دروغ، اعتبارشان را از بین می برد؟ آیا باید آن حقایق را هم زیر سوال برد؟

حتما اینگونه نیست و حالا می خواهم حقایق و خرافات را از هم جدا کنم.

حقایق قانون جذب

  1. تفکر مثبت در زندگی برای خوشبختی و موفقیت افراد ضروری است. این که در کنار نیمه خالی لیوان، نیمه پر آن را هم ببینیم و در کنار واقعبینی، تا حدی هم خوش بین باشیم کمک می کند از درون حس بهتری داشته باشیم. این حس بهتر انرژی بیشتری برای انجام کارها، به ما می دهد. گذشته از آن با تاثیر مثبتی که روی رفتار ما می گذارد باعث بهبود روابط مان می شود. می دانیم که یکی از مهمترین عوامل برای موفقیت و داشتن حس خوشبختی، ارتباطات هر فرد است. با تفکر مثبت می توانید روابط بهتری را ایجاد کنید. رفتار دیگران با شما بهبود می یابد و حس خوب شما هر روز بیشتر و بیشتر می شود.تفکر مثبت
  2. تجسم خودمان در شرایط مطلوب به ما کمک می کند تا اولا خلاقیت بیشتری داشته باشیم و ایده های بهتری به ذهنمان خطور کند. دوما خود را لایق رسیدن به آن موقعیت ببینیم و یا حداقل تلاش کنیم لایق آن باشیم. مثلا اگر خواسته من داشتن یک کسب و کار خاص و موفق است با تجسم خود در آن موقعیت، احتمالا پی به کمبودها می برم. دانشی که باید کسب کنم. شخصیتی که باید داشته باشم ، کارهایی که باید انجام دهم و نکاتی از این دست…
  3. شکر گزاری به ما کمک می کند تا روی بهترین مواردی که در زندگی داریم تمرکز کنیم و به خاطر آنها قدردان باشیم. به این ترتیب احساس بهتری خواهیم داشت. در واقع شکرگزاری ابزاری برای داشتن تفکر مثبت است.شکر گزاری در واقع ابزاری برای تفکر مثبت

توهمات قانون جذب

چیزی که اساتید جذب بیان می کنند و برای اثبات مدعای خود دست به دامن فیزیک کوانتوم و انرژی و ارتعاشات می شوند و حتی از باور مردم مصر در ۴۰۰۰ سال پیش (که اصلا ربطی هم به قانون جذب ندارد) استفاده می کنند، توهم است.

 این اساتید تا جایی که بتوانند علم را به تئوری خود می چسبانند تا به خرافات خود اعتبار ببخشند و جایی که علم حرف آنها را نقض می کند، آن را ناقص می دانند و می گویند حرف آنها متافیزیکی و فراتر از علم است و علم نمی تواند آن را درک کند!

اگر اینگونه باشد که هرکسی می تواند داستان هایی سرهم کند و به مردم بگوید اینها حقایق معنوی هستند و علم و منطق توانایی درک آنها را ندارد! به این ترتیب از زیر بار اثبات آن شانه خالی می کنند.

اگر فکر می کنید علم ناقص است و توانایی درک موضوع را ندارد که اصلا از اول هم نباید پای علم و فیزیک کوانتوم را وسط می کشیدند. حقایق علمی که اساتید جذب آنها را دلیل بر مدعای خود می دانند هیچ ربطی به “قانون جذب” ندارد.

توهمی بنام قانون جذب

قانون جذب به شما می گوید با فکر کردن به موضوعی، در ذهن خود ارتعاشاتی ایجاد می کنید. و بعد می گوید این ارتعاشات توسط شما به فضا ارسال می شوند و تمام هستی و موجودات را درگیر خود می کند. در این بین حتما موجودات و اتفاقاتی(!) هم هستند که با ارتعاشات شما هم فرکانس اند. حال این افکار و ارتعاشاتی که شما در ذهن خود ساخته و به فضای اطراف فرستاده اید مانند مغناطیس، ارتعاشات و اتفاقات مشابه خود را به سمت شما می آورند!!!

پاراگراف بالا را یک بار دیگر بخوانید. به هوش و شعور خود توهین نکنید.

اصلا بیاید فرض کنیم که ادعای آنها درست است و در مورد اینکه فرستنده و گیرنده امواج چه چیزی هستند هم زیاد کنجکاوی نکنیم!

فرض می کنیم که ما می توانیم امواج، انژی، نیروی مغناطیس و ارتعاشاتی را به دنیای بیرون ارسال کنیم. طبق تجربه همه ما و بر اساس همان قوانین علمی و فیزیکی که آنها گواه می آورند ارتعاشات و مغناطیسهای یکسان یکدیگر را دفع می کنند و نه جذب!

مطمئنم قبلا این کار را امتحان کرده اید. اگر دو قطب همنام یک آهنربا را در مقابل یکدیگر قرار دهیم آنها با هم می جنگند و یکدیگر را دفع می کنند. در حالی که قطب مثبت، قطب منفی را به سمت خود جذب می کند. تمام اصول فیزیکی هم این موضوع را قبول دارند. پوروتونها همدیگر را دفع می کنند. الکترونها یکدیگر ار دفع می کنند. و این در حالی است که پروتون و الکترون یکدیگر را جذب می نمایند.

به این ترتیب قانون جذب با این ادعا حتی درستی تفکرات مثبت را هم زیر سوال می برد!!! چون اگر اینطور بود و ما با افکار مثبت ارتعاشات مثبت به جهان می فرستادیم، اتفاقات منفی را به خود جذب می کردیم. اما این موضوع اصلا صحت ندارد.

قطبهای همنام یکدیگر را دفع می کنند و نه جذ. به این ترتیب درستی قانون جذب نقض می شود.

 

چرا باید حقیقت “قانون جذب” را بدانید؟

ممکن است با خودتان فکر کنید که اصلا چرا به دنبال نقض قانون جذب هستیم؟ شاید بخشی از این قانون توهم باشد اما ما را به سمت تفکرات مثبت می برد و آسیبی هم به ما نمی زند.از دید شما شاید اینگونه باشد اما مطمئن باید اگر حقایق هر موضوع را بدانید، به مراتب به نتایج بهتری دست خواهید یافت.

من از مطرح کردن این بحث ۳ هدف مهم دارم:

۱- زمان، انرژی و پول بیشتری صرف قانون جذب نکنید

به کسی اجازه ندهید با استفاده از قانون جذب فریبتان بدهد. در قسمتی از این فیلم یکی از راویان گفت که سنگی را از لب ساحل برداشتم و به عنوان سنگ شکرگزاری همیشه همراهم بود. این کار برای خود او ایده جالب و خوبی به نظر می رسد. اما سنگی را هم تحت عنوان سنگ شکرگزاری برای دوستش می فرستد. و بعد از مدتی دوستش هم سنگهای بیشتری را به این عنوان به قیمت خوبی به اهالی شهرش فروخته. اگر نام این فریب نیست پس چیست؟ البته در فیلم ادعا شده که پول فروش آن سنگ ها صرف خیریه شد. اما اگر کسی با خیریه کاری نداشته باشد و فقط به فکر سود خودش باشد چه؟ به راحتی می تواند از تصورات دیگران سواستفاده کرده و برای خودش ثروت جمع کند.

امروز شاید نه با سنگ شکرگزاری، بلکه با محتوایی بی منطق، توجه شما را به خود جلب می کنند و به شما امید واهی می دهند تا در سمینارها شرکت کنید و یا کتابها و دوره هایشان را بخرید.

شرکت در سمینارها و دوره های آموزشی و خواندن کتاب برای یادگیری و پیشرفت هر شخص بسیار بسیار مهم است. اما باید بدانید پول و زمان خود را کجا و برای چه چیزی صرف می کنید. می توانید استفاده های خیلی بهتری از آنها بکنید.

۲- پیش از پذیرش هر موضوع کاملا به آن فکر کنید

دلایل زیادی برای رد قانون جذب وجود دارد اما باز هم عده بسیاری طرفدار آن هستند و از آن دفاع می کنند تا اینگونه خیال خودشان را راحت کنند. اما شما با زیر سوال بردن “قانون جذب” خودتان را عادت می دهید که همیشه پیش از پذیرش هر چیزی بیشتر فکر کنید و جوانب مختلف آن را در نظر بگیرید.

دیگر تنها به این دلیل که کسی حرفهای قشنگی می زند و عده بسیاری از او دنباله روی می کنند یک موضوع را نمی پذیرید. فیلتر منطقی برای قبول هر موضوع برای خودتان ایجاد می کنید که در تمام جنبه های زندگی بکارتان می آید. در یک کلام چنین رفتاری قدم اول برای تبدیل شدن به یک مغزمتفکر است.

تفکر منطقی و مستقل از دیگران

 

۳-حتی اگر قانع نشدید حداقل در آینده منطقی تر رفتار می کنید

اگر مطالب را کامل مطالعه کنید و بدون تعصب با آنها برخورد کنید حتما قانع خواهید شد.

اما اگر قانع نشدید چه؟

گذشته از آن ما انسانها داستان را دوست داریم. هر اتفاقی که می افتد دوست داریم داستان های مختلفی برای آن بسازیم و اینکار به نوعی سرگرمی برای ما تبدیل شده است. شاید کسی فکر کند کمی تخیل و توهم، می تواند زندگی را جذابتر کند و اصرار داشته باشد ارتعاش و جذب را به همان ترتیبی که اساتید آن می گویند بپذیرد!!!

اگر واقعا کسی بخواهد تا این حد در مقابل حقیقت مقاومت کند مشکلی نیست. این به خودش مربوط است و ما با او مخالفت نمی کنیم.

اما اگر در کنار باورهایش حقیقت را هم بداند، بهتر تصمیم گیری می کند. تمام کاری که می تواند برای رسیدن به خواسته هایش انجام دهد، انجام می دهد. اطلاعات لازم را جمع آوری می کند، برنامه ریزی می نماید، تلاش  میکند و مدام از نتایج بازخورد می گیرد و برنامه ریزیش را تصحیح می کند.

به این ترتیب شانس موفقیتش را بالا می برد. در نهایت اگر قانون جذبی در کار بود کمکش می کند که خیلی سریع تر به خواسته هایش برسد. و اگر چنین قانونی وجود نداشت، او چیزی را از دست نداده، چرا که از اول هم روی آن حساب نکرده است.

با ما در قسمت های بعد همراه باشید.

با آرزوی تفکر

 

 

۱-  دروغی به نام قانون جذب -قسمت اول (راز فیلم راز)

۲- دروغی به نام قانون جذب -قسمت دوم (توهم دانش)

۳- دروغی به نام قانون جذب – قسمت سوم (فرقه های مختلف قانون جذب – گربه معبد)

۴- دروغی به نام قانون جذب – قسمت چهارم ( تکنیک فالگیرها – سیستم R.A.S)

۵- دروغی به نام قانون جذب – قسمت پنجم (سفسطه – خرافات)

۶- دروغی به نام قانون جذب – قسمت ششم (شعور کائنات – بخت آزمایی)

۷- دروغی به نام قانون جذب – قسمت هفتم (تفکر مثبت – چشم شور – کریستال آب)

0 پاسخ

ثبت دیدگاه

مایل به ملحق شدن به بحث هستید ؟
به ما بپیوندید !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *